Turkmensahra

  ترکمنصحرا

طنز از تاياق:
خواستگاري دکتر معين


تایاق
tayak@turkmenler.org
چهارشنبه 14 اردیبهشت 1384
 
قضيه دکتر معين هم عين قضيه "بيکه دايزه" است، که رفته بود به خواستگاري دختري که از خانواده ثروتمندي بود .
همه دور بيکه دايزه  صاف و ساده را گرفته بودند و هريک مي گفت: اگر مي خواهي دختر ما را عروس بگيري بايد طلاي يک متري به گردنش بياويزي و آن يکي مي گفت انگشتر بريليان 24 عيار بر انگشتانش نمايي و مادر عروس مي گفت 25 چارقد ابريشم بر سرش بياندازي و الآخر...
ولي بيکه دايزه که آه در بساط نداشت با ناله سودا کند، هرگز نگفت نه نميشه، همه شرايط را بدون چون و چرا مي پذيرفت تا اينکه گفتنند عروس مال شماست و دعاي خير خوانده شد و بوسه اي نيز جهت رضايت بر پيشاني بيکه دايزه زدند و موقع خداحافظي بود که بيکه دايزه  رو به آنها کرد و گفت: "چيزهاييکه شما مي خواستيد کجا مي فروشند ؟"  
امروز آقاي دکتر معين نيز به خواستگاري (راي) مردم ترکمن صحرا آمده است و ظاهرا هم شده تن به تمام شرط و شروط مي دهد تا لباس رياست جمهوري برازنده اندامش باشد. ولي تاياق معتقد است که اوّلين کار دکتر معين بعد از انتخابش اين خواهد بود که: به قرآن قسّم بخورد تا حافظ قانون باشد. همان قانوني که راي دهندگانش را انسان درجه دو به حساب مي آورد. قسّم خواهد خورد تا نظم جامعه را حفظ نمايد، يعني مجاز است راي دهند گانش را به عنوان تجزيه طلب قتل و عام نمايد .
توقماق : چقدر درد آور است آدم را با طنابي که خودش بافته حلق آويزش کنند.


 [ نسخه قابل چاپ ]  [ اين متن را با ايميل بفرستيد ]       [ بازگشت به صفحه اول ]

استفاده از مطالب اين سایت با ذکر منبع بلامانع مي باشد