تاياقtayak@turkmenler.orgدوشنبه
23 خرداد 1384
تاياق : آقاي کروبي
در بازاز گرم تبليغات داد ميزند که : بازار کهنه فروشان در گذشت و ما نو فروشانيم
و اين بازار ماست.
او در مسجد قائميه شهرستان گنبد کاووس چنين ميگويد : اگر به مقام
رياست جمهوري انتخاب شوم به هر ايراني بالاي هيجده سال، ماهيانه پنجاه
هزار تومان خواهم داد .
توقماق : به ياد
سال پنجاه و هفت افتادم که در آن رورها نيز همين کروبي ها و ديگر آيت الله هاي امثال
او تبليغ ميکردند که از پول نفت ، به هر ايراني هفتاد تومان ميرسد . در آن موقع من
و تاياق تازه داشتيم ابتدايي را تمام ميکرديم. انقلاب برايمان حال هواي يک جشن عروسي
را داشت، ولي ميفهميديم پول يعني چه ، از اين رو طرفدار تبليغات هفتاد توماني بوديم
و تازه تبليغ هم ميکرديم. جدول ضرب ما هم خوب شده بود ، براي اينکه به خانوده ها
بفهمانيم چقدر به نفع آنهاست ، تعداد افراد خانواده را در هفتاد ضرب ميکرديم ، درآمد
ماهيانه شان را حساب ميکريم .
آري در اين خواب و خيالها بودم که پير مردي گفت، پسرم از بسم الله
تا والّظالين خيلي راه است ، من معناي آن را نمي فهميدم .
انقلاب شد و آقايان روي کار آمدند و ما سرشار از شادي که هماي سعادت
برسرمان نشسته بود ، تاياق خواب دوچرخه و موتور سيکلت را ميديد که زمستان آمد و نياز
به پول نفت نه، نياز به خود نفت داشتيم . با بشگه بيست ليتري در صف طولاني نفت بوديم
و با پول خودمان نفت پيدا نمي کرديم . دست خالي به خانه بر ميگشتيم . تازه صدها نفر
در انتظار تانکر نفت ميماندند که از آن خبري نمي شد .
ما که سرمان کلاه رفته بود ولي هيزم داشتيم شب را به صبح برسانيم
، ملت عرب خوزستان را ميگويم که بر لب دريا تشنه لبان ميگشتند و حتي تهيه هيزم هم
برايشان مقدور نبود.
تاياق : من هم
ميخواهم همين را بگويم که مسلمان از يک سوراخ يک بار گزيده ميشود. اين پنجاه
هزار تومان آقاي کروبي نيز، همان بوي هفتاد تومان پول نفت را ميدهد.