طنز از تاياقجمعه،
21 بهمن 1384قليچ مردي بلند قامت و اندامي عضلاني داشت و در
عروسي ترکمنها کشتي ميگرفت ولي به خاطر اين اندام تنومندش تا حال کسي جرأت آن را نداشته با او کشتي بگيرد . جارچي
جار ميزد : گؤرؤش ، گؤرؤشه گلينگ و اين قليچ بود که با ايستادن پانزده دقيقه و بدون
حريف جايزه را از آن خود ميکرد . سر انجام در يک جشن عروسي و در ميدان کشتي مردي
ضعيف و قد بلند در مقابل قليچ سبز شد و همه حضّار و با هيجان منتظر ماندند که قليچ
چگونه اين مرد ضعيف را بر زمين ميزند و بعضيها نيزبا نيشخند به همديگر ميگفتند که
يارو از جانش سير شده است . خلاصه برخلاف تصوّرهمه ، مرد ضعيف چنان قليچ را بر زمين
کوبيد که پهلوان نتوانست روي پاي خود بايستد . از آن روز بعد قليچ را
هيچکس در ميدان کشتي نديد . نتيجه اخلاقي : نبايد به قدرت نازيد.نتيجه نظامي : حريف را نبايد دست و کم گرفت .نتيجه سياسي : تحليل گران سياسي ترکمن در اين شرايط
حسّاس نبايد مثل قليچ پهلوان ميدان را خالي کنند .