طنز از تاياق
چهارشنبه، 26 بهمن
1384 عبدالباسط دوگونچي فرزند ملا نازبردي جوان 25 ساله
اي از روستاي دوگونچي شهرستان آق قلا در شرکت مرغ داري پيگير گرگان کار ميکند . عصر
روز چهار شنبه 20 بهمن 1384 به طور اتفاقي به مرغي بر مي خورد که پس از تخم گذاري
مرده بود ، بر تخم آن مرغ کلمه مبارک محمد به طور طبيعي حک شده که وي موضوع را به
مسوولين شرکت اطلاع مي دهد . که توسط صدا و سيماي استان منعکس مي گردد .چرا مرغ بعد از گذاشتن تخمش مرده است ؟ اين سوالي است
که خروسها از هم ميکنند . احتمالا مرغها بهتر از آدمها خطر را احساس ميکنند.
دو چيز دنيا را به نيستي تهديد ميکند : ويروس آنفلونزاي مرغي و
جنگ هسته اي . انسان براي نجات خود از دست آنفلونزاي مرغي دست به کشتار
آنان ميزند ولي نمي دانم چرا بر طبل جنگ هسته اي ميکوبد ؟ لابد اهميتش کمتر از ويروس
آنقلونزاست . در اين ميان شاهکار مرغ ايراني را ستود که با گذاشتن تخمي
که بر آن نام مقدس محمد نقش بسته از خداي خود کمک ميطلبد تا به اين جانشينان
بر حقّ خدا ، عقلي به اندازه عقل مرغ عطا فرمايد تا آنها را زنده زنده نسوزانند و
مانند مرغها به رسول خدا احترام بگذلرند و با توهين به آن بر طبل جنگ نکوبند.
احتمالاتي که باعث مرگ مرغ شده اند :از آنجا که انسان کارهاي خارق العاده را از آن خود ميپندارد،
خواهي نخواهي مرغ را خواهند کشت از اين رو دق کرده است.مرغها بر خلاف اردکها موجوداتي تبليغاتي هستند و
بخاطر گذاشتن يک تخم کوچک ، زمين و آسمان را به هم ميزنند و از پشت بام گرفته تا
روي کوپه هاي کاه فرياد ميزنند و اگر لازم باشد از جانش هم مايه ميگذا رند..