Turkmensahra

  ترکمنصحرا

ماهي سياه کوچولو و جشن هسته اي (3)



طنز از تاياق
 پنجشنبه 31 فروردين 1385
 
قرار بود ماهي سياه کوچوبو با کوسه ماهي از پشت تورهاي عبدالحکيم در عراق گفتگو کنند ، اما هردو از تور خاطره خوبي نداشتند از اينرو به تعويق افتاد ، بعد از گشت و گذار در آبهاي شور و با مزه درياي خزر ماهي سياه کوچولو به استانهاي ديگر نيز سفر کرد و به زبان آنها نيز قولهايي داد .
او خبر خوش به ملت داشت ولي منتطر ماند تا به موقعش  خبر دهد از اينرو صبر کرد و  عيد آمد و مردم به ديدو باز ديد هم رفتند و ماهي سياه کوچولو نيز موشک بازي را ادامه داد و حالا وقت خبر دادن بود که اعلام کرد ماهي سياه کوچولو دندان شيري در آورده است و همه خوشحال شدند و مادرش به او تبريک گفت و ماهي سياه کوچوبو به مردم گفت که او نيز مانند کوسه ماهي دندان دارد و  مردم نيز از شادي در جلد خود نمي گنجيدند و از فرط شادي روسريشان يک خورده جابجا شد ، ماهي سياه کوچولو ناراحت شد و هشدار داد که شئونات اسلامي را رعايت کنند ، جوانان داد زدند که تابستان است و هوا شرجي ولي اين مشکل ماهي سياه کوچولو نبود چونکه او ميتوانست در آبهاي سرد شنا کند و اعتنايي به اعتراضات نداشت ، قيمت ماهيهاي طلايي در بازار به چندين برابر رسيد و ماهيگيران براي صيد آنها هجوم آورده اند .
اين بازار آشفته به نفع ماهي سياه کوچولو نبود چون ارزش خودش پايين مي آمد ، خلاصه خطر سونامي را همه احساس کرده اند جز ماهي سياه کوچولو، ولي او دوستي دارد به نام کوسه که حتي کوسه ماهي نيز آن را با خودش اشتباه ميگيرد و دائما آن را همراهي کرده حواسش را دارد .
ماهي سياه کوچولو تمامي دوستانش را مجهز به شمشير و قمه کرده است که يک سرش به جوانان و نوجوانان آق قلايي نيز رسيده  وجشن عروسي را با جشن هسته اي عوضي گرفته  سريع  همديگر را با چاقو ميزنند.


 [ نسخه قابل چاپ ]  [ اين متن را با ايميل بفرستيد ]       [ بازگشت به صفحه اول ]

استفاده از مطالب اين سایت با ذکر منبع بلامانع مي باشد