طنز از تاياق
دوشنبه 22 خرداد 1385
بامبيني نام گروهي از کودکان آلماني است که پايه فوتبال
را تشکيل ميدهد و متعلق به گروه سني 6 الي 7 ساله است. بازي تيم ملي ايران در مقابل
مکزيک بي شباهت به اين گروه نبود.
مسابقه اين گروه جالب است ، گاه راه ميروند،
وقتي که توپ بر سرشان مي خورد گريه ميکنند و مربي مجبور ميشود آنها را بغل
کرده لالايي بخواند. آنها در مجموع 45 دقيقه بازي ميکنند و مانند تيم ملي ايران انرژي
لازم براي 45 دقيقه بعدي را ندارند. شکست در گروه بامبيني را هيچکس بررسي نمي کند
ولي متخصّصيني پيدا ميشوند که شکست تيم ملي ايران را بررسي کنند. در ايران معمولا
عامل همه ناکاميها و اعتراضها را به دخالت خارجيان مرتبط ميسازند و شکست فوتبال نبز
از آن مستثني نبوده و عامل اصلي آن را همان مربي محافظه کار خارجي ميدانند، البته
مربي بايد صد بار شکر کند ، او را متهم به جاسوسي نکردند.
مسابقات جام جهاني براي بچه هاي بامبيني نيز جالب است
و آن را از نزديک دنبال ميکنند و ميگويند اي کاش به جاي تيم ملي ايران ما در مقابل
مکزيک بازي ميکرديم ، آنها دليل شکست تيم ملي ايران را چنين ميدانند :
گشاد نشدن دروازه مکزيکي ها به هنگام شوت زدن
بازيکنان ايراني
جمع نشدن دروازه ايران به هنگام شوت زدن بازيکنان
مکزيکي
بازيکنان ايراني نخواستند با دعا کردن بازيکنان مکزيکي
را فلج کنند .
در جامعه ما روال کار بر تهاجم و حمله است ، مربي محافظه
کار کرواسي نگذاشت بازيکنان ايراني تهاجمي و خشن باشند.
بازيکنان از حق مسلم ايران دفاع نکردند، براي اين کار
کافي بود دست در دست هم داده يک ديوار دفاعي دور دروازه ايران ميساختند.
بچه هاي بامبيني قبل از شروع بازي شکلات ميخوردند تا
انرژي آنها بيشتر باشد ولي بازيکنان ايراني قورمه سبزي، سلطاني و کله پاچه خورده
بودند و به خاطر سنگيني در زمين بازي به خواب رفته بودند.