يوسف کـُر از بنيانگذاران
کانون فرهنگي وسياسي خلق ترکمن
hamraq@yahoo.deدوشنبه 28 بهمن 1385 اين مرحله ازفعاليت کانون
پس ازجنگ تحميلي دوم برترکمنصحرا ( بهمن ماه 1358 ) شروع شد وتا مهاجرت ( بهار 1362)
طول کشيد. اين دوره ي فعاليت کانون دردومرحله ي متفاوت صورت گرفته بود.فعاليتهاي مرحله ي اول دوره
ي غيرعلني دراوائل بهار 1359 پس از
برگزاري مراسم چهلم شهداي بهمن 1358 با شرکت گسترده وعظيم اهالي ترکمنصحرا و تعداد
کثيري ازغيرترکمنهاي نقاط مختلف ايران که درواقع ازيکطرف بيانگر تجديد ميثاق خلق
ترکمن بافرزندان انقلابي فداکارش، و ازطرف ديگر بيانگر ابراز همبستگي وهمدردي عدالت
جويان سايرنقاط ايران با ملت ترکمن ايران بود، اهميت وضرورت برداشت محصول کشت شورائي
توجه همه را آنچنان به خود جلب کرد که خودداري ازعمده کردن جوانب ديگر مبارزه
يک امر پذيرفته شده بود. بدين جهت وقتي که تصميم انتشا ر نشريه ي کانون(ايل گويجي)
با تکيه به افرادي که درخارج ازمنطقه هستند ( وباهمکاري علاقمندان منطقه) درعمل به
انتشار 2 الي 3 شماره محدود شد، حتي کسانيکه فعال نمودن کانون وپيشبرد بعضي از امورات
منطقه ئي با نام کانون را پيش مي کشيدند نيز به اعتراض پيگيرانه متوسل نشدند. البته
موافقت مسولين تشکيلاتي با مرحله ي جديد فعاليت کانون پس ازبرگزاري " جشن گندم" (خرمن
تويي) وبروز روزافزون بحثهاي نظري و خطي هريک به سهم خود نقش داشتند.دراواسط بهاربا صرف زحمات و وقت فراوان چندين هفته ئي، ابتدا
اجلاس هماهنگي چندين " اتحاديه ي روستائي" وسپس کنگره ي " اتحاديه ي سراسري روستاهاي
ترکمنصحرا" بطور مخفي برگزار وتصاميم وتدابيرلازم برسر اقدامات ضروري در راه
برداشت محصول کشت شورائي اتخاذ شد. درروزهائي که نمايندگان دهقانان
ترکمنصحرا جهت ملاقات با مقامات عالي مربوطه ي کشوري چون دکترعباس شيباني ( وزير
کشاورزي) و رضا اصفهاني( يکي ازمبتکرين سرشناس هيأتهاي 7 نفره و بندهاي جيم
ودال) وغيره درتهران بودم، برسر مرحله ي جديد فعاليت کانون پس ازپايان
برداشت محصول کشت شورائي صحبتهاي مقدماتي بعمل آمد، و آخوند ارزانش نيز تصميم
گرفت به منطقه برگردد.( او با کمک ما برگشت ولي ارتباطش را قطع کرد.) دراوائل تابستان 1359 فعاليت
مرحله ي جديد کانون با بازگشت غيرعلني دکتر بئردي آهنگري وبگمراد گري به منطقه (
آنها نيز همانند آقاي ارزانش به دنبال اتهامات واهي دادستاني گنبدقابوس منطقه را
ترک کرده ودررابطه با ايل گويجي نيزفعال بودند ) ابعاد وسيعتري يافت، ولي زحمات اين
مرحله به علت عدم حمايتها وگرفتاريهاي ناشي از مسائل نظري که سازماندهي مطالعات جمعي(
راه اندازي هسته هاي مطالعاتي) را مي طلبيد، نتوانست به انتشار " ايل گويجي" منجرشود
وبدتر از آن براثر ضربه خوردن براي مدتي قطع شد ولي درپائيز 1359 درشرايط جنگ
با تجاوز ارتش عراق ازسرگرفته شد. دراين دوره براثر خراب شدن اوضاع امنيتي
وعدم توجه کميته ي ايالتي ترکمصحرا مرکزثقل فعاليت کانون به خارج ازمنطقه انتقال
يافت و مرکز ثقل توجه به جاي انتشار نشريه ي کانون، متوجه مطالعه ي ادبيات، زبان،
تاريخ ادبيات، فولکلور وترجمه ازترکمني به فارسي گرديد. ازهسته ي مرکزي چهارنفره
ي اين مرحله، دونفر درترجمه بفارسي وتهيه کاست(نوار) درباره ي تجزيه و تحليل
اثر فولکلوريکي "لألأ" وبهره گيري ازآن درشرايط نامناسب موجود ودونفر ديگر
در ايجاد و اداره ي هسته ها بر محور آموزش زبان وادبيات ترکمني براي علاقمندان فعال
شده ومنابع ترکمني موردنياز را ازکتابخانه ي " انجمن فرهنگي ايران وشوروي" فراهم
مي کردند.وجود هسته هاي مطالعاتي کانون
با ترکمنهاي خارج از منطقه را به مسول کميته ي ايالتي ترکمصحرا شفاهاً اطلاع داديم
و او فقط يکبار سرکشي نموده درجلسه ي يکي از هسته هاي جنبي شرکت کرد ولي حتي يکبارهم
به کميته ي مذکور گزارش کار ارسال نشد. بعلاوه درامر تهيه منابع( کتابهاي ترکمني،
فارسي) ونيز تأمين هزينه ها ( به جز چاپ و انتشار اثرهاي ترجمه شده با نام "نشرايل
گويجي" ) به هيچک از اُرگانهاي تشکيلاتي و غيره مراجعه نشد.مرحله ي دوم دوره ي غيرعلني
و يا مرحله ي فعاليت مستقل کانوندربهارسال 1360 محل زندگي دوعضو
مسن هسته ي مرکزي چهارنفره ي کانون به اجبار تغييريافت، وازطرف ديگر دونفر بعدي براي
ادامه ي فعاليت به منطقه برگشت و مرکزثقل فعاليت کانون هم به ترکمنصحرا انتقتل يافت.
دراين مرحله به علت عدم موفقيت در قبولاندن برنامه ي کار فرهنگي منبعث شده
ازويژه گيهاي ترکمنصحرا واختصاص تعدادي ازکادرهاي منطقه براي پيشبرد آن به
" کنفرانس ايالتي ترکمنصحرا" در
تابستان ( آخرين شرکت درکنفرانس ايالتي) فعاليت کانون بطورکامل ازنظارت بي تفاوت
تشکيلاتي فاصله گرفت ومستقل شد. سازماندهي اين دوره بيشتر برمحور موضوعات
"فرهنگي، ادبي و هنري"، بويژه آموزش زبان، ادبيات ومطالعه ي ميتولوژي و آثار فولکلوريک
ترکمني استوارشد و درصد بالائي از افراد هسته ها را محصلين دوره متوسطه وتعدادي معلم
دوره ي ابتدائي و راهنمائي تشکيل ميدادد. بدين جهت جلسات هفتگي هسته ها درفصل تعطيلات
تابستاني مدارس نظم خودرا ازدست داده، شکل ديگري از ارتباطات که متناسب با شرايط
وميزان امکانات رفت و آمدي درهرمحدوده حالت ويژه اي مي يافت پيدا مي کرد. در نتيجه
ارتباط گيريها وبرگزاري جلسات هسته ها درتابستان همانند ارتباط با فعالين محافل
فرهنگي– ادبي و فرهنگي- هنري، به ديدارهاي هرازچندي( درجريان جشنها، اعياد
وغيره) که غالباً بيشتر از دو سه هفته بطول نمي کشيد محدود مي شد. تا اينکه با بدترشدن
روزافزون شرايط امنيتي منطقه وکل کشور ودستگيري يکي ازافراد هسته ي مرکزي، درنيمه
ي دوم تابستان 1361 هسته هاي کانون منحل گرديد وارتباطات وحتي فعاليتهاي صرفاً ادبي،
فرهنگي وهنري نيزجنبه ي کاملاً فردي بخود گرفت. از آن به بعد کارها بسته به
حد و ميزان زمينه هاي موجود به ترتيب به شکلهاي تشويق، راهنمائي وتأمين ماتريالهاي
ضروري( کتاب، کاست، جزوه وغيره ) به علاقمندان شناسائي شده محدود گشت. درپائيز وزمستان 1361 تعداد کسانيکه
براثر نامناسب شدن اوضاع امنيتي منطقه را ترک ميکردند روبه افزايش نهاد ومن نيز ازمنطقه
خارج شده دريکي از شرکتهاي مهندسين مشاور مشغول بکارشدم. در وضعيت جديد ارتباط قطع
شده با دونفر مسن از هسته ي مرکزي چهارنفري قبلي کانون مجدداً برقرارشد و گسترش يافت،
ولي دگرگون شدن شرايط سياسي و حاکم شدن خفقان پليسي روبه رشد نگرش به حال و آينده،
وتحليل ازحاکميت را دگرگون نمود. اين وضعيت بشدت نامناسب عمده شدن شديد جنبه
هاي امنيتي زندگي را تحميل نموده، فکر چاره يابي ونجات از اوضاع پرمخاطره را
تقويت کرد، و سرانجام منجر به مهاجرت دسته جمعي اعضاي هسته ي مرکزي چهارنفره
( 3 نفرمتأهل باهم ولي فرد مجرد جداگانه) در اواسط بهار 1362 گرديد.