Turkmensahra

  ترکمنصحرا

نگاهي به گرايشهاي سياسي کانديداهاي ترکمن
قسمت دوم: عبدا... رستگار، قره جه طيار، طاهر سارلي، نقدي گلچشمه، بايراملگدي برمک، عاشر قاضي، عايشه اونق.


نويسنده مقاله: آرکاداغ
شنبه11 اسفند 1386
 
مهندس رستگار:
مهندس عبدا...رستگار فارغ التحصيل رشته معماري است و  در اين زمينه کاري خود موفق نيز بوده است. وي که شخصيت آرام و متعادلي دارد تا يک سال پيش جايگاه بسيار خوبي بين اهل انتخابات کسب کرده بود اما پس از آن با تهاجم شخصيتي- اجتماعي و شايعه پراکني از سوي رقبا و مخالفان خود، تا حدودي مورد آسيب قرار گرفت.
رستگار نيز که متعلق به يکي از طوايف مطرح گنبد است (قوجق) پشتوانه طايفه اي براي خود دارد. در اصل براي افرادي چون مارامايي و نقدي گلچشمه و قره جه طيار و... هميشه راي طايفه اي يک سوپاپ اطمينان محسوب مي شود. اين افراد اگر روي هفت الي هشت هزار راي طايفه اي حساب باز نمي کردند چه بسا حتي جرئت پاي گذاشتن به صحنه انتخابات را نيز نمي کردند. متاسفانه در گنبد راي طايفه اي يکي از عناصر پيروي کانديدا است،  عنصري که خوشبختانه در شهرهاي کوچکتر ترکمن صحرا مخصوصا در بندرترکمن هيچ نقشي ندارد. اما در گنبد کاووس کانديداها بر آن دامن مي زنند و حساسيت عامه را بر مي انگيزند و براي رسيدن به اهداف مقطعي خود ضربات جبران ناپذيري بر اتحاد ترکمن مي زنند.
بنابر اين داوطلب کانديداتوري در گنبد کاووس براي پيروزي بر رقباي خود مجبور است که روي آن عنصر نيز حساب باز کند و مسلما رستگار هم با همان ذهنيت پا به ميدان گذاشته است.
رستگار نيز از جمله کساني است که با هدف کانديداتوري به صورت جدي وارد ميدان سياست شده است. وي که در دوره قبل چنين هدفي در سر داشت به خاطر يک سري مصلحت انديشي ها (که از دلايل آن وجود کساني چون مارامايي و نقدي گل چشمه از ميان طايفه وي بودند)، خود را کنار کشيد و خود را براي دوره پيش رو آماده کرد.
رستگار که براي کانديداتوري احتياج به حمايت يک جريان سياسي قوي کشوري داشت در دوره رياست جمهوري گذشته همکاري با جناج رفسنجاني يعني کارگزاران را ترجيح داد با اين اميد که اين دوره، دوره رفسنجاني است. اما تاريخ به شکل ديگري رقم خورد. چه کسي مي دانست شخصيتي گمنام براي اقوام، بنام احمدي نژاد ناگهان از ميان تصميمات غيبي سر بيرون آورد و سکان رياست جمهوري ايران را به دست گيرد. بدين ترتيب کار بر عبدا... رستگار و همتيپهاي وي که با انگيزه بهره بري سياسي به جناحي روي آورده بودند، مشکل شد. با اين حال وي بايد به گونه اي خطاي گذشته را ترميم مي کرد. از اين روست  که با يکي از چهره هاي شاخص اصولگرايان در ميان ترکمنها بنام « حکيم گلديزاده» ارتباط تنگاتنگي ايجاد کرده است. حکيم گليديزاده يکي از مردان با تجربه سياست گنبد است که در طي ساليان گذشته در کسب عنوان و مقام و تحکيم جايگاه سياسي خود در جناح راست و اصولگرايان حرکتي صعودي داشته است. 
وي که اولين بار در سه دوره قبل (مجلس ششم) با چهار- پنچ هزار راي از رقباي خود شکست خورد، در دور بعدي در انتخابات شوراي شهر گنبد شرکت کرد و با آراي قابل توجهي دو بار پي در پي به عضويت شوراي شهر گنبد در آمد. سپس گلديزاده  خود را براي گام بلند بعدي يعني نمايندگي گنبد در مجلس آماده کرد اما اين بار از رقيب نوچهره خود مهندس محمد قلي مارامايي در دور دوم انتخابات مجلس هفتم شکست خورد.  گويا مردم گلديزاده را در حد شوراي شهر پذيرفته بودند اما توان وي را در حد نمايندگي مجلس نمي دانستند. اما دوستان اصولگرا و راستي گلديزاده وي را تنها نگذاشتند. وي که به گروه کُردان - يکي از کانديداهاي غير ترکمن ناکام دوره هاي سابق و از معاونان فعلي صدا و سيما در تهران- منسوب است، با حمايت دار و دسته خود به عنوان مدير کل آموزش فني و حرفه اي استان گلستان منصوب شد که حضور وي به عنوان يک مدير کل ترکمن در اين پست خوشايند بود اما محل خدمت وي چنان دور از ترکمنها در نظر گرفته شده بود،  که تاثيري در فعاليتهاي اجتماعي وي در ميان ترکمنها نداشت.
در انتخابات رياست جمهوري  گذشته گلديزاده به عنوان مسئول غير رسمي دفتر جواد لاريجاني شناخته شد که اين طيف با انصراف لاريجاني مجبور به حمايت از احمدي نژاد شدند. گلديزاده که گرم و سرد روزگار و سياست را چشيده بود هرگز در حمايت از آن کانديداهاي جناح راستي به فعاليت علني نپرداخت و به قول معروف کاسه داغتر از آش نشد.
اين دوره براي گلديزاده بهترين دوره براي ابراز وجود و احتمالا احراز نمايندگي بود، مخصوصا اين که ترکمنها معمولا از سر دلسوزي هم که شده به کانديداي شکست خورده دور دوم انتخابات قبلي راي مي دهند. ولي گلديزاده به خاطر کامل نبودن مدرک تحصيلي امکان رقابت را از دست داد.  با وجود اين سعي او بيشتر اين است که فرد منتخب  در گنبد از دارودسته آنها باشد. از اين رو به حمايت از رستگار و متقاعد ساختن اصولگرايان به پشتیبانی از وي پرداخته است.
 رستگار پشتوانه راي طايفه اي خوبي دارد، وي عامل خوبي براي پراکنده شدن آراي قوجقها و سرازير نشدن آنان به سوي نقدي گل چشمه که نيروي چپ و مارامايي که مستقل شناخته مي شود، خواهد بود. از ديگر سو  رستگار شخصيت متعادل و قابل مهاري دارد که بر مذاق اصولگرايان بد نمي آيد. اما در اين ميان براي اصولگرايان نيز انتخابات از ميان گرايشداران به اصولگرايي کار ساده اي نيست. از سويي کانديدايي چون امانقليچ شادمهر و از ديگر سو رستگار و سايريني که خيلي مطرح نيستند. به هر حال بايد يکي انتخاب شود و بقيه فداي آن يک نفر گردند. اين انتخاب را، رقابتهاي درون جناحي اصولگرايان مشخص خواهد کرد.
البته براي امثال مهندس رستگار آرمانهاي اصولگرايان هرگز مهم نيست. مهم اين است که جناحي که در حکومت شمشير براني دارد راه را براي وي هموار کند. در واقع کانديداهاي ترکمن به هنگام گرايش به يک جناح معمولا  دو نوع مشکل دارند. يکي مشکل در مواجه با مردم و ديگري در مواجه با جناح مورد نظر است.
اگر کسي با عنوان رسمي اصولگرا به صحنه انتخابات گنبد و ترکمن صحرا بيايد مردم ترکمن، استقبال ضعيفي از وي خواهند کرد، و اگر با عنوان اصلاح طلب به ميدان انتخابات پا بگذارد، اين شمشير شوراي نگهبان است که پس گردن وي قرار مي گيرد. بنابر اين کانديداهاي محافظه کار ترکمن که به هر طريقي سعي در تصاحب کرسي مجلس دارند روي لبه تيغ راه مي روند. اين ميدان در واقع تنها براي محافظه کاران خوب است و در حقيقت محافظه کاري کانديداهاي ترکمن دستاورد شرايط سياسي حاکم بر انتخابات ايران است. کساني که اصلاح طلبي خود را صراحتا اعلام مي کنند با اطلاع از شرايط موجود يا پا به ميدان نمي گذارند و يا به احتمال 90% رد صلاحيت مي شوند.
بدين ترتيب مهندس رستگار با چنان مشکلي روبرو است. اما بايد ديد که اولا اصولگرايان وي را بر ساير کانديداهاي اصولگرا ترجيح مي دهند يا نه؟ دوم اين که در صورت پذيرش، رفتار رستگار در برابر مردم  خسته و عصباني از دست اصولگرايان  چه خواهد بود؟ معمولا در  چنين شرايطي کانديداهاي ترکمن قولهاي پشت پرده به اصولگرايان مي دهند و به عنوان يک کانديداي مستقل به فعاليت خود مي پردازند. در روزهاي علني انتخابات رفتار سياسي رستگار نيز مشخص خواهد شد.
 
قره جه طيار:
قره جه طيار برادر زاده شهيد اترک طيار است. وي که مدرک ليسانس دارد کارمند بانک است. قره جه براي کانديدا شدن خيلي جوان است و به نظر مي رسد براي اين کار خيلي عجله کرده است. اين عجله او براي تاييد صلاحيتش نيز مشکل ايجاد کرده است. چون طبق قانون جديد کانديدا حداقل بايد مدرک ليسانس به اضافه پنج سال تجربه کار اجرايي داشته باشد. قره جه در اين بخش به مشکل برخورده است و اکنون شديدا در تلاش براي حل مشکل خود از طريق رايزني با بزرگان جناح راست و اصولگرايان است. طوري که شنيده مي شود حتي دست به دامان وزير امور خارجه، آقاي متکي که اهل گلستان و بندرگزي است، شده است.
بي تجربگي کاري و سياسي قره جه باعث شده که حتي در تصميم گيريهاي سياسي خود نيز شتابزده عمل کند. وي در دوره رياست جمهوري گذشته جزو کساني بود که از دکتر معين ( کانديداي اصلاح طلبان پيشرو) حمايت کرده بود و براي نشان دادن حضور خود در پشت تريبون نيز بسيار شتاب و اصرار داشت. بچه هاي اصلاح طلب گنبد از همان دوره مي دانستند که هدف قره جه بيشتر مطرح کردن خود و آماده شدن براي انتخابات بعدي است تا حمايت از معين. حمايت وي از کانديداي اصلاح طلبان پيشرو نيز نوعي حمايت سنتي بود که از شهيد طيار که نماينده مورد حمايت جبهه مشارکت بود، به ارث مانده بود و قره جه طيار گرايش اعتقادي و ايدئولوژيکي باطني به اين جريان نداشت، اگر هم گرايشي بود تحت تاثير خانواده داغديده طيار بود. چنان که پس از شکست دکتر معين و ايجاد فضاي بسته سياسي توسط انحصار طلبان ديگر اثري از قره جه در ميان بچه هاي اصلاح طلب نبود. قره جه ديگر مي دانست که اصلاح طلب بودن در بازار سياسي قدرت حاکم خريداري ندارد.  تا اين که امروز شنيده مي شود که در پي ارتباط با متکي از چهره هاي شاخص کشوري اصولگرايان است.
اما جدا از اينها قره جه طيار داراي سلامت نفس و مردمداري خوبي است که گويا از بزرگان خود به ارث برده است. قره جه در ميان طايفه خود ( که از طايفه هاي عمده گنبد است) نيز پايگاه خوبي دارد و از آن کانديداهايي است که هفت -هشت هزار راي طايفه اي را آماده دارد و بايد براي بقيه آراء زحمت بکشد. قره جه جوان پر انعطاف و رئوف و افتاده اي است که آينده خوبي در ميدان سياست خواهد داشت. اما ورود به ميدان انتخابات مجلس را خيلي زود شروع کرده است. گويا اطرافيان وي اصرار داشتند که حتما کسي از طيف آنان کانديدا شود حتي اگر وي يک جوان خام و بي تجربه باشد.
 
طاهر سارلي:
طاهر سارلي که فوق ليسانس تاريخ دارد از شخصيتهاي ماجراجوي ميدان سياست است. طاهر خواهر زاده معمي هلاکو است و در سخنرانيش الحق که به داييش رفته است. در ميان کانديداهاي حاضر مي توان وي را از معدود سخنراناني معرفي کرد که پر شور و حماسي صحبت مي کنند و قدرت تهييج مردم و جذب آنان را دارند. طاهر نسبت به شادمهر يک نقطه منفي و يک نقطه مثبت دارد. نقطه منفي او اين که براي جذب اطرافيان خود هوش و زيرکي سياسي کافي را ندارد و مقداري دگماتيک برخورد مي کند اما امتيازش اين که او واقعا چون سخنرانيهاي جسورانه اش شخصيت شجاع  و جسوري دارد و در پي نيرنگ و تزوير نيست و از مردان ميدان است. طاهر اگر حرفي بزند و به ميدان مبارزه برود وي را مي توان باور کرد. در مورد او مي توان کنايه ترکمني « دالي دن دوغري خبر» را استفاده کرد.  اما مشکل او نيز در تشخيص ها و تصميم ها و گرايشهاي سياسيش است.
طاهر سارلي که از بچه هاي جبهه مشارکت جوانان گنبد بود و چند سال به عنوان اصلاح طلب در گنبد فعاليت مي کرد، در دوره رياست جمهوري گذشته تنها به اين خاطر که به عنوان رييس دفتر دکتر معين انتخاب نشد به بچه هاي اصلاح طلب پشت کرد و به صف قاليباف پيوست. اما آنجا نيز به مسئوليت مطلوب خود نائل نشد. وي که ابتدا قول رياست گرفته بود، پس از آنکه کاملا وارد گود شد، خود را نه ريئس بلکه معاون دفتر ديد.
طاهر سارلي اگر در صف اصلاح طلبان مي ماند رد صلاحيت وي در اين دوره قطعي بود، اما وي با پيوستن به صف  اصولگرايان تاييد صلاحيت شد. جالب اينجاست که طاهر پس از تاييد صلاحيت ناگهان به اصولگرايان پشت کرد و فيلش ياد هندوستان افتاد. وي که ديده بود از اصولگرايان خيري نمي رسد دوباره به موطن خود – ديار اصلاح طلبان- بازگشت و اکنون در پي جذب حمايت حزب اعتماد ملي است. اگر طاهر موفق به اين کار شود مطمئنا با بيان حماسي اي که دارد طرفداران زيادي بين جوانان خواهد داشت. البته وي براي جذب حمايت اعتماد ملي بايد با نقدي گل چشمه رقابت کند که او نيز از همپيمانان سنتي گروه چپ است. ناگفته نماند که طاهر سارلي در ميان «قان يوقماز» ها راي طايفه اي خوبي هم دارد.
 
نقدي گل چشمه:
نقدي گل چشمه پس از شهادت نمايندگان دوره ششم استان گلستان در انتخابات مياندوره اي راه يافت و حدود دو سال سمت نمايندگي را به عهده داشت. نقدي که يک بار مردم از سر ترحم به وي راي داده بودند و گفته بودند: «بگذار دو سال هم نقدي در آن کرسي بنشيند، بيچاره به خاطر شکستش در انتخابات گذشته سکته هم کرده است.» به مجلس راه يافته بود و در دوره هفتم نيز باز قصد حفظ کرسي را داشت که اين بار بخت به او رو نکرد و مردم دنبال چهره تازه اي رفتند. معمولا در بين ترکمنها دو بار متوالي به مجلس رفتن بسيار سخت است و تا به حال محال بوده است. ترکمنهاي بيچاره که هر بار فکر مي کنند با رفتن يک نماينده به مجلس همه مشکلاتشان حل خواهد شد در طول چهار سال به خاطر مشکلات حل ناشده بي شمار از نماينده خود روي برمي گردانند. تنها کسي که تا به حال توانسته دو بار در کرسي مجلس به صورت پيوسته بنشيند شهيد معمي هلاکو بود که در دوره چهارم از راميان و آزادشهر نماينده شد اما در دوره پنجم در گنبد به رقابت با اترک طيار پرداخت و پيروز شد. معمي اگر در منطقه خود مي ماند احتمال پيروزيش بسيار ضعيف بود. همين روش معمي هلاکو را اين بار بايرامگلدي برمک نيز قصد دارد اجرا کند اما ميزان موفقيت او را روزهاي آينده نشان خواهد داد.
نقدي گل چشمه پس از شکست در دوره هفتم اين بار باز خود را براي انتخابات آماده کرده است اما وي با وجود گرايش به چپ پايگاه خوبي در ميان اصلاح طلبان ترکمن ندارد، چرا که گرايش وي يک گرايش سنتي بر اساس روابط ديرينه با برخي از سران اصلاح طلب است. اما در درون و بينش خود هيچ رفرمي انجام نداده و اصلاح طلبي را تنها در گرايش به چپ و جذب آراي چپ مي داند و پيرامون وي را اکثرا افراد سنتي با تعصب طايفه اي گرفته اند که شديدا روي نقدي تاثير مي گذارند و نقدي هرگز نتوانسته به عنوان يک ليدر انديشه تازه اي به اطرافيان خود بدهد و حتي معلوم نيست که وي يک کتاب در مورد رفرم خوانده باشد و يا روزنامه هاي اصلاح طلب را مطالعه کرده باشد.
حکايت درگيري وي با حوزه علميه حنفيه گنبد بر سر يک کامپيوتر و شکايت وي عليه آن حوزه و هفته نامه صحرا نيز خود حکايت ديگري دارد که از محبوبيت وي کاسته است. 
 
بايرمگلدي برمک:
بايرامگلدي برمک نماينده فعلي کلاله نيز از گنبدکاووس کانديدا شده است. او مي داند که دوبار نماينده شدن از حوزه کلاله و مينودشت که حداقل نيمي از آن را غيرترکمنها شکل مي دهند امري بسيار سخت و براي وي که يک دوره نماينده شده و مخالفان بسياري دارد امري محال است. براي همين از مدتي پيش سرمايه گذاري خود را در روستاهاي گنبد آغاز کرده است. بايرامگلدي برمک از طايفه آتا است و مسلما به رايهاي طايفه فوق که در حوزه گنبد نيز کم نيستند چشم دوخته است. از نظر مالي نيز هيچ کمي ندارد و حاضر است براي حفظ حيثيت انتخاباتي خود تا مي تواند خرج کند. وي از مدتهاست که در گنبد به يارگيري پرداخته و از روستايي به روستايي ديگر مي رود و تلاشش اين است که خود را نماينده اي قدر و مارامايي را نماينده اي با عملکرد ضعيف نشان مي دهد. در حالي که اهل سياست مي دانند که هيچ يک از اين افرادي که به مجلس مي روند شق القمر نمي کنند و هيچ کدام آش دهان سوزي نيستند و تا به حال هيچ نماينده اي از ميان ترکمنها در حد جلالي زاده از کردستان و اعلمي از تبريز برنخاسته است. ليکن اينها به ميان مردم ساده ترکمن که مي آيند سعي مي کنند از کاه کوه و از خود قهرماناني بسازند. طبيعي است بسياري از مردمي که نظام حاکم پاسخگوي نيازهاي اوليه آنان نيز نيست از نماينده خود رنجيده خواهند بود اما آيا مردم کلاله نيز از نماينده فعلي خود رضايت کاملي دارند؟ يا اين که بسياري از آنان از بر آورده نشدن خواسته هايشان ناراضي اند. البته مردم کلاله به يک دليل مي توانند از وي راضي باشند. اين که يک ترکمن از صحنه رقابت کمتر شده که به نفع جمع ترکمن ها است و برمک روي قول خود که تنها يک دوره در مجلس خواهد بود و سپس جاي خود را به برادر ديگري خواهد داد ايستاده است.  اما متاسفانه ترکمنهاي گنبد نيز در برابر غير ترکمنها که حدود يک سوم آراء گنبد به آنان اختصاص دارد موقعيت حساسي دارند. مخصوصا در اين دوره که تعدا کانديداهاي ترکمن حدود 15 نفر است و کانديداهاي غير ترکمن حدود 5 نفر. محض يادآوري عرض مي شود که هر که در مرحله اول انتخابات 25% آراء را به خود اختصاص دهد طبق قانون انتخابات مي تواند مستقيم به مجلس راه يابد.
دغدغه اصلي امثال برمک کرسي مجلس است. ما نمي دانيم آن بالا چه خبر است که کسي که يک بار پايش بدانجا مي رسد ديگر به هر طريقي نمي خواهد از آنجا دل بکند. از آن نقدي گل چشمه گرفته که ديگر پا به سنين پيري گذاشته تا به برمک جوان که از کلاله به اين سو آمده است. چه مي شد اگر يک بار هم نماينده ترکمن به عنوان يک ريش سفيد کناري مي نشست و بزرگواري و درايت خود را نشان مي داد و به عنوان الگويي براي اتحاد ترکمن براي وحدت اين مردم تلاش مي کرد؟
در تقسيم بندي گرايشهاي سياسي، برمک نيز جزو محافظه کاراني قرار مي گيرد که خود را مستقل نشان مي دهند. يعني عملکرد سياسي وي و مارامايي به عنوان دو کانديداي مستقل چندان تفاوتي با هم ندارد.
 
عاشر قاضي:
وقتي خبر رسيد که عاشر قاضي هم کانديدا شده است، خيلي از اهل فرهنگ ترکمن حيرت کردند و بعضي ها حرفها را نتوانستند در دل نگه دارند و به او گفتند:« آخر عاشر جان تو را چه به کانديدا شدن، اين شلوغ بازار کار افراد خرده شيشه دار است که سرشان بوي قورمه سبزي مي دهد و دنبال هياهو و جنجال و «سامان اودلاماق» هستند. عاشر جان تو بشين مقاله ات را بنويس. کتابت را بنويس. همين خدماتت چيز کمي نيست. بي خود خودت و پدر محترمت را به دردسر نينداز!»
اما عاشر دو پايش را در يک کفش کرده بود و مي گفت: نه الا بلا من بايد کانديد بشوم. من تصميم خودم را گرفته ام. نه سوادم از اينها کمتر است، نه تيپم از اينها بدتر است، نه شهرت و آبرويم.
بدين ترتيب عاشر قاضي هم کانديد شد. عاشر قاضي سابقه سياسي انتخاباتي در گنبد اصلا نداشت و براي اهل انتخابات و اهل سياست نام ناآشنايي بود. وي که ساکن تهران و مدرس دانشگاه است يک بار در زمان رياست جمهوري در تهران دفتر ترکمنهاي حامي رفسنجاني را  در ستاد تبليغات رفسنجاني ايجاد کرده بود که حرکت مثبتي بود اما تاثيري در آراء ترکمن صحرا نداشت و مي توان آن را فقط يک حرکت تمثيلي قلمداد کرد. غير از آن هيچ جاي پايي در ميدان سياسي ترکمن صحرا نداشت و همين هم موجب شد که سنگيني  بارها روي پدرش حاح مراد دوردي قاضي صاحب انتشارات قابوس و از چهره هاي فرهنگي سرشناس ترکمن صحرا و برادران و فاميلهاي نزديکش بيافتد.
عاشر قاضي در چند ماهي که به فعاليت آغاز کرده است توانست برخي از چهره هاي اهل فرهنگ و ادب ترکمن را نيز به خود جذب کند.
مي دانيم که عاشر قاضي تحصيلکرده زبان آلماني از آلمان است اما درست نمي دانيم که او مدرک فوق ليسانس دارد يا دکترا. 
خوشبختانه وي هيچ گرايشي به اصولگرايان ندارد و در پي جذب جناح رفسنجاني و در صورت امکان جبهه مشارکت است که در صورت توفيق حمايت روشنفکران و اصلاح طلبان را در پي خواهد داشت. دنيا را چه ديده ايد؟ شايد عاشر هم يک روز نماينده مجلس شود، مگر اينها که شده اند چه چيزي اضافه داشتند. هيچ کدام نه تحصيلاتشان بيشتر از عاشر قاضي است و نه خوش تيپتر از او هستند!!
 
عايشه اونق:
عايشه اونق دختر بندرترکمني و عروس گنبدي است. او مشاور فرماندار گنبد در امور بانوان مي باشد. مشاورت همان پستي است که معمولا براي فريب مردان و زنان ترکمن از سوي مسئولين بدانها داده مي شود و هيچ کاربرد اجرايي ندارد. از مشاور استاندار کاري بر نمي آيد چه برسد به مشاور فرماندار. اين يک عنوان فريبکارانه است که مسئولين به ترکمنها مي  دهند تا از سويي دل ترکمنهاي ساده دل را خوش کنند و از ديگر سو ژست بدهند که از ترکمنها نيز در پستهاي کليدي استفاده مي کنيم. در حالي که حتي چند ماه يک بار هم با آن بيچاره ها مشورتي نمي شود و هيچ دفتر و دستک و ميزي در استانداري و يا فرمانداري ندارند. بنابر اين مشاور فرماندار بودن عايشه اونق براي نگارنده جز يک کلمه کميک چيز ديگري به نظر نمي آيد. مخصوصا فرماندار اصولگرايي که به قول عايشه او را به کانديداتوري نيز تشويق کرده است.
اما من در اين بخش مي خواهم به عايشه نه به عنوان مشاور فرماندار بلکه به عنوان يک زن فعال ترکمن در امور اجتماعي نگاه کنم که به خود جرئت حضور در انتخابات را داده و پا به ميدان رقابت گذاشته است. هر چند که تعداد کانديداهاي ترکمن در گنبد زياد است اما حضور وي را در انتخابات به عنوان يک شروع براي حضور زنان ترکمن گنبد در عرصه انتخابات مجلس به فال نيک مي گيريم. اين حرکت عايشه اونق بي شک حرکت سياسي - اجتماعي تازه اي در ميان دختران و زنان ترکمن ايجاد خواهد کرد (چون خانم ناهيد تجا و محمدي که در انتخابات شوراي شهر حضور داشتند) و به غريبه هايي که هميشه سعي در ارائه تصويري کليشه اي و عقب افتاده و در قفس  از زنان ترکمن دارند نشان خواهد داد که امروز زنان ترکمن، زنان چشم و گوش بسته سابق نيستند و پا به پاي مردان در عرصه هاي انتخاباتي رقابت مي کنند و چه منزلتي بالاتر از اين براي زنان و دختران ما.
عايشه اونق به خاطر زن بودن ريشه سياسي عميقي در ميان مردم ندارد، و چهره شناخته شده اي نيست. مخصوصا اين که وي دختر بندرترکمني است و شوهرش هم منتسب به طايفه بزرگي در گنبد نيست که بخواهد از اين سو جلب حمايت کند. از سويي بر عليه وي تبليغ مي شود که با تحريک فرماندار به عرصه انتخابات پا گذاشته تا راي شکني کند و راي آوردنش محال به نظر مي رسد. اما به نظر نگارنده او چه راي بياورد و چه نياورد وي يکي از آغازگران حرکتهاي انقلابي در ميان زنان ترکمن گنبد است و احساساتش نبايد سرکوب شود و برعکس بايستي مورد تشويق قرار بگيرد.
 
سخن گفتن از تک تک کانديداهاي گنبد کار ساده اي نيست. اما اشخاصي که در بالا از آنان سخن رفت تقريبا سرشناسترين کانديداهاي ترکمن هستند که يا مورد تاييد صلاحيت قرار گرفته اند يا در آستانه تاييد هستند.
 پرونده کانديداهاي گنبد را با اين تفاصيل مي بنديم و سري هم به بندرترکمن مي زنيم. اما قبل از آن بايد به يک سوال احتمالي شما نيز پاسخ بگوييم. 
حتما مي پرسيد شما که هر يک از کانديداها را به دليلي کنار زديد، پس مردم به کداميک از آنها بايد راي بدهند؟   ادامه دارد...
 
نگاهي به گرايشهاي سياسي کانديداهاي ترکمن (قسمت اول: مارامايي- شادمهر)


 [ نسخه قابل چاپ ]  [ اين متن را با ايميل بفرستيد ]       [ بازگشت به صفحه اول ]

استفاده از مطالب اين سایت با ذکر منبع بلامانع مي باشد