نگاهي به گرايشهاي سياسي
کانديداهاي ترکمن (قسمت سوم)
نويسنده
مقاله: آرکاداغ
دوشنبه 13 اسفند 1386
حتما مي پرسيد شما که هر يک از کانديداها را به دليلي
کنار زديد، پس مردم به کداميک از آنها بايد راي بدهند؟پاسخ دادن
به اين سوال چندان ساده نيست. چون جامعه اي که ما در آن زندگي مي کنيم از شرايط يک
انتخابات آزاد بهره مند نيست که هر داوطلب با هر گرايش و انديشه اي بتواند در انتخابات
شرکت کند و مردم بهترين را انتخاب کنند. فيلتر هيئت اجرايي و نظارت آنچنان سختگير
است که در ترکمن صحرا بسياري از روشنفکران و افراد لايق حاضر نيستند شخصيت خود را
موش آزمايشگاهي فيلترداران قرار دهند. از ديگر سو افراد اصلاح طلب نيز به راحتي در
ترکمن صحرا قلع و قمع مي شوند. حساسيت در ترکمن صحرا روي اصلاح طلبان نسبت به شهرهاي
بزرگتر واقعا مضاعف است و جناح راست و حتي بسياري از چهره هاي استاني شاخص چپ سنتي
نيز به اصلاح طبان ترکمن به عنوان اپوزسيون نگاه مي کنند. اکنون
در گنبدکاووس يک کانديداي باتجربه با سابقه سياسي اصلاح طلب وجود ندارد که بخواهيم
روي وي انگشت بگذاريم. اگر چنين بود نگارنده با توجه به گرايش اصلاح طلبانه خود مسلما
چنين فردي را توصيه مي کرد. در حال حاضر افراد تاييد شده توان سياسي چندان متفاوتي
نسبت به يکديگر ندارند واقعا انتخاب از بين آنان مشکل است. اگر جو
دموکراتيکي بر کشور حاکم باشد مسلما در گنبدکاووس افراد روشنفکر مستقلي وجود دارند
که واقعا نسبت به اينهايي که در عرصه کارزار جولان مي دهند يک سر بالاترند. اما اين
افراد دو مشکل بزرگ دارند. يکي از دلايل عمده اين است که حاضر نيستند در شهري که
نيمي از آراي کانديداها تنها با حمايت طايفه اي تامين مي شود و امکان دارد با اشخاصي
که يک صدم شايستگي آنها را نداشته باشند رقابت کنند و شخصيت خود را بازيچه عوام قرار
دهند...فکرش را
بکنيد، وقتي پشت هر کانديداي وابسته به طايفه هاي بزرگ گنبد اعم از قوجق و يلمه و
قانيوقماز و ... هفت هشت هزار راي آماده وجود داشته باشد و عوام چشم بسته صرفا به
خاطر اين که يک نفر بايد از طايفه آنان نماينده بشود (حتي اگر کانديداهاي آنها يک
فرد خام و يا يک پيرمرد خسته و يا يک شخص بي مطالعه و دور از انديشه باشد) راي بدهند،
در چنين شرايطي يک تحصيلکرده که عمر خود را فداي علم و فرهنگ و ادب و تکنولوژي کرده
و توان سياسي نيز دارد، اما متعلق به يک طايفه کوچک در گنبد است چطور خواهد پذيرفت
که آبرويش را طايفه بازان زير پا لگدمال کنند؟ اگر وي با دو سه هزار راي شکست بخورد،
در بين مردم و همکاران و شاگردان خود هميشه سرافکنده خواهد بود. با توجه به چنين
شرايط اسف باري در حال حاضر واقعا بايد به جسارت افراد تحصيلکرده اي چون عاشر قاضي
و امانقليچ شادمهر و عايشه اونق که بدون اتکاء به راي طايفه اي در ميدان حاضر شده
اند آفرين بگوييم. مشکل ديگر
جو سياسي حاکم بر جامعه است. اصلاح طلبان ترکمن صحرا نسبت به ساير مناطق به راحتي
رد صلاحيت مي شوند. وقتي شخصيتي
چون مهندس توکلي حتي براي شوراي شهر تاييد صلاحيت نمي شود چطور مي تواند به عنوان
يک اصلاح طلب از گنبد کانديدا شود. وقتي شخصيتي چون يوسف چپرلي به خاطر حمايت مالي
از ستاد دکتر معين در انتخابات گذشته و پيگيري تامين بودجه مسجد جمعه اهل سنت و ...
رد صلاحيت مي شود، ديگر ميداني براي رقابت اصلاح طلبان نمي ماند. اصلاح
طلبان گنبد در حال حاضر سر در گمند و به تصميم واحدي نرسيده اند و بزرگترين دليل
آن نيز اين است که گزينه هاي مورد نظر آنها در صحنه حضور ندارند. از سويي دکتر عبدالرحمن
ديه جي نيز که معمولا هماهنگي اصلاح طلبان را به عهده داشت و عضو شوراي مرکزي جبهه
مشارکت گلستان بود، در حال حاضر به خاطر مشکلاتي که نيروهاي گمنام زمان براي وي و
خانواده اش بوجود آورده اند، در صحنه گنبد حاضر نيست و اين نيز موجب مشکل هماهنگي
بين نيروهاي اصلاح طلب شده است. البته دوري بيش از حد ديه جي از وطن نيز چندان قابل
قبول نيست و اگر وي نتواند در چنين مراحل حساسي نقش خود را بين جوانان روشنفکر ترکمن
ايفاء کند، به عنوان يک قطب سياسي در ترکمن صحرا نمي توان روي وي حساب کرد. دکتر
ديه جي حداقل بايد در اين شرايط سعي کند که با ارتباطات تلفني هم که شده در
ميدان سياسي تاثيرگذار باشد، در غير اين صورت پرونده وي در بين بچه هاي اصلاح طلب
با همان چند سال فعاليتش در منطقه بسته خواهد شد! شايد مي
پرسيد حال که جو به اين شکل است آيا بهتر نيست که اصلا راي ندهيم و راه تحريم را
برگزينيم؟نخير،
در شرايط حاضرتحريم نيز جواب نمي دهد. اولا تحريم خودسرانه و جدا از احزاب ملي هيچ
دردي را در ترکمن صحرا درمان نمي کند و نتيجه آن تنها واگذار کردن کرسي مجلس به يک
غيرترکمن و از دست دادن تنها تريبون ملي سياسي از سوي ما خواهد بود. دوما بدون وجود
رسانه هاي آزاد و تاثيرگذار تحريم بين ترکمنها جواب نمي دهد. آخر چگونه مي توان مردمي
را که اکثر آنها در پي نماينده کردن يکي از اقوام و هم طايفه ايهاي خود هستند، بدون
تاثير جو تحريم کشوري، به تحريم واداشت. بدين ترتيب
به نظر نگارنده تحريم در ترکمن صحرا بدون هماوايي با احزاب ملي بي نتيجه و منتفي
است و مجبوريم از ميان گزينه هايي که در پيش رو داريم شخصي را که با ايده آلها و
شرايط ما نزديکتر است راي بدهيم. بنده در اين مقاله قصد ندارم که شخص خاصي را پيشنهاد
نمايم. اصولا پيشنهاد کردن شخصي خاص در چنين مقالات تحليلي چندان منطقي هم نيست.
چرا که وظيفه امثال ما روشنگري است و اين مردم هستند که خود بايد با تجزيه و تحليل
و تامل زياد بهترين گزينه را انتخاب کنند. اما بنده مي توانم براي ايجاد يک چشم انداز
روشنتر، تنها در حد يک پيشنهاد دسته بندي زير را ارائه کنم و اين که :
اگر مي خواهيد طايفه گرايي در گنبد را در هم بشکنيد
به يکي از افراد زير راي دهيد:
-عاشر قاضي، امانقليچ شادمهر، عايشه اونق.
اگر مي خواهيد افرادي با گرايشهاي اصلاح طلبانه نماينده
شما باشند به يکي از افراد زير راي بدهيد:
- طاهر سارلي، عاشر قاضي، نقدي گل چشمه.
اگر مي خواهيد نماينده اي وابسته به اصولگرايان
داشته باشيد:
امانقليچ شادمهر، عبدا... رستگار.
اگر دوست داريد اولين زن ترکمن به مجلس راه يابد:
- عايشه اونق.اگر
مي خواهيد نماينده شما يک شخص باتجربه و در عين حال با گرايش سياسي مستقل باشد:
- محمد قلي مارامايي.در اينجا مبحث گنبد
پايان رسيد اما داستان ما هنوز ادامه دارد...
نگاهي به گرايشهاي سياسي کانديداهاي ترکمن
(قسمت اول: مارامايي- شادمهر)
نگاهي به گرايشهاي سياسي کانديداهاي ترکمن (قسمت دوم:
عبدا... رستگار، قره جه طيار، طاهر سارلي، نقدي گلچشمه، بايراملگدي برمک، عاشر قاضي،
عايشه اونق)