!

محمد عمر بلوچ از زاهدان

سگهاي آمريكايي به بم رسيدند، اما از آقايان خبري نيست

تيم پزشكان و امدادگران آمريكائي به همراه سگهاي ويژه رد يابي وارد بم شدند تا به هموطنان مصيبت ديده كمك كنند. اين تيم هفتاد نفره از فلب آمريكا خودشان را به بم رساندند تا در كنار مردم مظلوم بم باشند و آنها را در اين شرايط بسيار سخت و بحراني همراهي و كمك كنند. اما رهبران ايران اهم از خامنه اي ، خاتمي ، رفسنجاني ، كروبي ، جنتي و غيره و غيره حاضر نشده اند تا قدم رنجه كنند و حتي براي گرفتن چند عكس يادگاري با هواپيماههاي خصوصي خود بم بم بيايند و مردم محروم و فلك زده را مفتخر كنند. بياد دارم كه در بحبويه دوران انقلاب ، شاه و همسرش بعد از زلزله طبس به انجا رفتند تا همدردي خود را با مردم مظلوم طبس نشان دهند. اما سران فعلي ما ، حتي از سگان آمريكائي عقب افتادند و حاضر نشدند در ميان مردم زلزله زده حضور بيابند.  عارم مي آيد بگويم كه سگ آمريكائي بر اينان شرف دارد.

اين يك ناسزا غير مودبانه نيست بلكه واقعيتي هست كه همه مي بينند و امروز بر همگان آشكار شد. خاتمي ادعا كرده است كه به خاطر مسائل امنيتي نتوانسته به بم برود. بايد از او پرسيد كدام مسائل امنيتي ؟ آنجا كه مردم يا زير خاكند و يا زخمي . شما از چه كسي مي ترسيد؟  چطور شد كه سگ آمريكائي در بين مردم امنيت دارد ولي شما از جانتان مي ترسيد. من از شما مي پرسم كه چطور شد براي سركوب تظاهرات مردم در سراوان بلوچستان نيروهاي سركوبگر ويژه از كرمان و زاهدان با هواپيما و هليكوپتر در عرض سه ساعت به سراوان دور افتاده رسيدند ، اما مردم بم و ديگر مناطق زلزله زده مي بايست بيست و چهار ساعت صبر مي كردند تا كمك برسد. چرا؟ چرا؟

امروز يكشنبه منطقه بزرگي از شهر بم تخليه شده است و زخمي هاي شرور و ضد انقلاب از آن منطقه به ديگر نقاط انتقال داده شده اند تا فردا آقاي خاتمي شرف ياب شود و با عده اي "زخمي" خودي عكس و فيلم بگيرد. صدها تن از پاسداران و نيروهاي انتظامي در منطقه عمليات كمك رساني را رها كرده و مشغول عمليات و تداركات ايمني هستند تا مبادا آنچه كه نبايد بشود اتفاق بيفتد. به آقاي خاتمي بايد گفت ، ديگر دير شده است ، بعد از مرگ تدريجي هزاران زخمي زير آوار، لبخند شما نيش داروئي براي مردگان و نيمه زندگان نخواهد بود. سگهاي آمريكايي گوي سبقت را از شما بردند. خاك بر سر ما كه سزاوار اينچنين رهبراني هستيم و خوش بحال آنان كه رفتند و اين ننگ را بيش از اينها تحمل نكردند.