|
نتايج انتخابات در ترکمنصحرا واستان گلستان اعلام شد.در اين
انتخابات دونماينده فهيم ديگر از قوميت ترکمن استان واز
حوزه هاي انتخابيه گنبدکاووس وبندر ترکمن به مجلس
راه يافتند.ضمن عرض تبريک به انتخاب آگاهانه مردم
اين دوشهر ونيز به دکتر
ايري
وآقاي
مارامايي
بايد بگويم درنظرسنجي چند ماه
قبل وبلاگ ترکمن درمورد عملکرد نمايندگان فعلي گنبد وبندرترکمن(آقايان
نقدي گلچشمه و
وليپور)اين
دونماينده ازطرف مردم آگاه
وفهيم منطقه نمره
مردودي گرفتند واين
انتخابات نيز مهر تأييدي بود برنظرسنجي
وبلاگ ترکمن درآن
دوره که مورد اعتراض چند تن از
دوستان وطرفداران گلچشمه و وليپور
قرار گرفته بود
وبه
پيشنهاد آنان ازوبلاگ حذف گرديد!بايد
گفت مردم حوزه هاي فوق ديگر فرق شعار وعمل را خوب
مي فهمند ومي دانند که نبايد به نمايندهاي رأي
بدهند که با آنها روراست نيست٬وسعي دارد ازمشکلات عميق
مردم(فقر٬تنگدستي٬بيچارگي و...)براي جمعآوري آراي
خودسوء استفاده کند.هرچه که آنها بامردم روراست
نيستند مردم پيام مشخصي براي آنها دارند٬ومردم خوب مي دانند چطور
جواب ناراستي راباراستي بدهند!مردم ازدهان يک نماينده مي
شنوند که پالايشگاه نفت درمنطقه زده مي
شود٬طرحهاي عظيمي راکه حتي درسطح وزرا نيز نمي توان آنها رااجرا
نمود نماينده بازبان شيرين خود اجرا مي کند٬غافل از آنکه
مردم ما امروزه فهيمند٬خيلي فهيم...اينطور
نيست آقاي وليپور؟اينطور نيست آقاي
نقدي؟!....
چندي قبل(چند ماه قبل)مطلبي نوشته بودم دررابطه با حوزه
انتخابيه گرگان وآق
قلا ودرآن گفته بودم که درد ما درآق
قلا اينست که هميشه مرغ همسايه راغاز مي بينيم
ومتأسفانه مردم
فهيم آق قلا به آق قلائي ها
آنطور که بايسته است توجه نشان نمي دهند وبيشتر آراي
انها نصيب گرگاني ها مي شود.اين ازدوحالت خارج
نيست٬ياداوطلبان ترکمن آن سامان مورد تأييد مردم نيستند(که
اين فرض قطعيت ندارد)يا اينکه بقول معروف
آق قلائي ها مصداق آب درخانه بودن
وگردجهان گشتن هستند!
وبا
اين پيشفرض نتيجه گرفته بودم که انتخاب يک
نماينده ترکمن درحوزه پايتخت استان با
رفتار انتخاباتي
کانديداهاي
ترکمن(منيتها٬غرورها٬خودبيني ها
ومنفعتطلبيهاي فردي
داوطلبان) ونيز
بروز
خودکمبينيمردم درآققلا واينکه
تابحال ما عرصه اي
رابراي خودباوري مردم آققلا آماده نکردهايم
وتا بوده است آق قلا زير سايه گرگان گم بوده است ومردم
نيز به اين باور رسيده اند که برادر
ناتني(گرگان)بهتر از اجتماع برادران تني(ترکمن صحرا)مي باشد بسيار بعيد
مي باشد که يک نماينده ترکمن ازاين حوزه به
پارلمان راه يابد.برخي ازدوستان همانند
دستاندرکاران سايت ترکمنصحرا
بعد از
راهيابي امانزاده به دور دوم
بنده نوازي کرده بودند وبه اين مطلب حقير که خرده
گرفته بودند وغير مستقيم درCommentهايشان
مرا به عدم توجه به حميت مردم متهم کرده بودند٬غافل ازاينکه
حرف من چيز ديگري بود وبه
عدم تزريق روحيه خودباوري دربين مردم
آققلا(خصوصا)وترکمنصحرا(عموما)برمي گشت.ولي
وبلاگ ترکمن باراهيابي امانزاده به دور دوم بحث
رامسکوت گذاشت وبه حمايت همه جانبه
از وي پرداخت تا اندک بارقهي
اميدي که روشن بود دردل حقير خاموش نگردد.ولي
افسوس٬هماني شد که انتظار مي رفت!بحث من اينست٬ترکمنها
ازگرگان درصورتي مي توانند کانديد خود راراهي پارلمان
کنند که درهمان دور اول روي يک داوطلب به توافق
برسند وتنها اين چاره کار است٬حال چرا اين امر اتفاق نمي
افتد؟من لزومي به
پاسخ نمي بينم!بنظر من اين دوره نيز
همانندانتخابات مياندورهيي يک فرصت طلايي راازدست داديم٬در
دوره پيشين(انتخابات مياندورهيي) باتوجه با
آراي کمي که گرگاني ها به صندوقها ريختندمردم
آققلا باوحدت همگاني حتي مي توانستند يک معجزه رارقم بزنند وباحضور
همگاني درپاي صندوقها ورأي دادن همگاني به دوکانديداي
ترکمن٬هردو نماينده گرگان را از آق
فهيم آق قلا به آق قلائي ها
آنطور که بايسته است توجه نشان نمي دهند وبيشتر آراي
انها نصيب گرگاني ها مي شود.اين ازدوحالت خارج
نيست٬ياداوطلبان ترکمن آن سامان مورد تأييد مردم نيستند(که
اين فرض قطعيت ندارد)يا اينکه بقول معروف
آق قلائي ها مصداق
آب درخانه بودن وگردجهان گشتن هستند!وبا
اين پيشفرض نتيجه گرفته بودم که انتخاب يک
نماينده ترکمن درحوزه پايتخت استان بارفتار انتخاباتي کانديداهاي
ترکمن(منيتها٬غرورها٬خودبيني
ها
ومنفعتطلبيهاي فردي
داوطلبان)ونيز
بروز
خودکمبينيمردم درآققلا
واينکه تابحال ما
عرصه اي رابراي
خودباوري مردم آققلا آماده نکردهايم
وتا بوده است آق قلا زير سايه گرگان گم بوده است ومردم نيز به اين باور
رسيده اند که برادر ناتني(گرگان)بهتر از اجتماع
برادران تني(ترکمن صحرا)مي باشد بسيار بعيد مي
باشد که يک نماينده ترکمن ازاين حوزه به پارلمان راه يابد.برخي
ازدوستان همانند دستاندرکاران سايت ترکمنصحرا
بعد از راهيابي
امانزاده به دور دوم
بنده نوازي کرده بودند وبه اين مطلب حقير که خرده
گرفته بودند وغير مستقيم درCommentهايشان
مرا به عدم توجه به حميت مردم متهم کرده بودند٬غافل ازاينکه
حرف من چيز ديگري بود وبه
عدم تزريق روحيه
خودباوري دربين مردم
آققلا(خصوصا)وترکمنصحرا(عموما)برمي گشت.ولي
وبلاگ ترکمن باراهيابي امانزاده به دور دوم بحث
رامسکوت گذاشت وبه
حمايت همه جانبه از
وي پرداخت تا اندک بارقهي اميدي که روشن بود
دردل حقير خاموش نگردد.ولي افسوس٬هماني
شد که انتظار مي رفت!بحث من اينست٬ترکمنها
ازگرگان درصورتي مي توانند کانديد خود راراهي پارلمان
کنند که درهمان دور اول روي يک داوطلب به توافق
برسند وتنها اين چاره کار است٬حال چرا اين امر اتفاق نمي
افتد؟من لزومي به
پاسخ نمي بينم!بنظر من اين دوره نيز
همانندانتخابات
مياندورهيي يک فرصت طلايي راازدست داديم٬در
دوره پيشين(انتخابات مياندورهيي) باتوجه با
آراي کمي که گرگاني ها به صندوقها ريختندمردم
آققلا باوحدت همگاني حتي مي توانستند يک معجزه رارقم بزنند وباحضور
همگاني درپاي صندوقها ورأي دادن همگاني به دوکانديداي
ترکمن٬هردو نماينده گرگان را از آق
قلا بفرستند ولي افسوس وصد افسوس که ما ازموقعيتها بهره نمي گيريم چون
خود
ايجاد کننده آن نبودهايم.وحال نيز بهترين فرصت براي
اعلام بغض فروخفته مردم آققلا بود!چرا
نشد؟...چرا؟...آيا ما(ماي مردم وماي کانديداها)مقصر نيستيم؟آيا منيت ما
باعث اين امر نيست؟...بنظر من اين دوره بهترين فرصت
بود براي ما٬ولي قدرنشناختهايم!بر خواني نشسته
ايم واطعام از آن خوان رابرخود حرام نمودهايم٬مي
گوييم (شما ومن )که:صاحبان
قدرت مقصرند که چرا
تقسيم
بنديهاي اينگونه
دارند وحق مارا باهزار شيوه ازما مي ستانند!ولي من باز
ميگويم مردم نيز دراين امر مقصرند...آري همين
مردم...که
چرا سيم ديگران رابه زر خود ترجيح مي دهند٬ولي بايد
بدنبال مقصر واقعي بايد گشت!...چرا فرهيختگان
ما دنبال
جاانداختن
فرهنگ خودباوري وبيگانه
ستيزي نبودهاند؟...چرا
آنان فرهنگ سازي نکردهاند؟...چرا بايد هنوز هم
مردم ما به يک تکه نان٬رأي ارزشمند خود رابفروشند٬چرا
به يک تهديد کانديداي غيرترکمن
سرتاپابلرزند؟چرا نانرافداي نام وآبروي يک ملت نمودهاند؟چرا
اين
همه فقر فرهنگي دربين ماست؟وچرا هنوز
هم کانديداهايي پيدا ميشوند که برطبل طايفه
گرايي مي کوبند وتيشه به ريشه وحدت مردم مي کوبند وهيچ کسي را ياراي آن
نيست که صدايي برآرد وفرياد اعتراض خشمالود خود را
بروي بنماياند تاهيچ کس اينچنين جرأت بازي
بااحساسات وغرور ملي رانداشته باشد ؟براستي آدم اين دردها رابه که بايد
بگويد؟چرا يک نماينده اي بخود جرأت ميدهد وآنقدر دروغ
انتخاباتي تحويل مردم مي دهد که حتي کارهايي
راکه ازدست هيچ کس برنمي آيد بقول خود: عملياتي مي کند(احداث
پالايشگاه درمنطقهاي بدون چاه نفت وساحل باعمق
پهلوگيري زياد)ولي هيچ مقام مسئولي واکنشي نشان
نمي دهد...دردها بسيار است....و من ميگويم:
دردم ازيار است٬درمان نيز هم!
دل فداي اوشد وجان نيز٬هم!
...برخي
ازدوستان درادامه سلسله مطالبي که براي نخستين بار
دروبلاگ ترکمن باعنوان
اعتراض
به تقسيمبنديهاي رايج درحوزه هاي انتخابيه
استان گلستان
نوشته بودم درخواستي را مطرح نموده بودند بااين مضمون
که حوزه
آق قلا ازگرگان جدا
شده وبابندر ترکمن تشکيل يک حوزه
رابدهند
وحوزه کردکوي نيز باگرگان تشکيل يک
حوزه انتخاباتي رابدهند!من
باين امر مخالفم!اين کار دقيقا خواسته حکومت استوصد
درصد مخالف بامنافع ملي ومنطقهاي ترکمنها!مگر
نه اينست که هميشه
کانديداهاي ترکمن درحوزه کردکوي وترکمن حائز اکثريت
آراء شده اند؟پس
درهرصورت بندرترکمنيها نماينده ترکمن رااز اين حوزه
راهي مجلس مي کنند.ولي آنچه که براي حکومت
وافرادي مثل نورمفيدي بسيار گران تمام خواهد شد
رسيدن يک کانديد
ترکمن ازگرگان به کرسي مجلس است
وبااين اقدام(جداسازي آققلا ازگرگان
والحاق آن به بندرترکمن)جلوي
اين بقول آنها مصيبت بزرگ٬گرفته خواهد
شد!وبهترين چاره
ازنظر آنان نيز همين است!ولي چرا بايد بااين امر مخالفت
نمود؟بخاطر آنکه مردم آققلا همانطور که گفتم
توان تصاحب کرسي
پارلمان رادارندبشرطي
که
کانديداهاازسطح
توقعات خود بکاهند
ومردم نيز روي کانديداي ترکمن اتفاق نظرداشته وخائنين
را ازخود طرد نمايند.واين
زياد نيز کار سختي نيست٬بلکه بايد
فرهنگ
سازي شود!اگر
اين حضرات جرأت دارند وتوان آنرا دارند حوزه گرگان
وبندرترکمن راباهم يکي کنند تاببينند که چه اتفاقي رخ
مي دهد وترکمنها چه حماسهاي که شکل نمي دهند!شرايط
امروز آققلا مانند شرايط چند سال گذشته مردم
بندرترکمن است!درآن سالها نيز مردم بندرترکمن(تادوره سوم)خودباوري
نداشتند وبهمين دليل هميشه زيرسايه بندرگز
وکردکوي بودند ولي بعدها جواناني به عرصه آمدند که روحيه
اميد را باخود آوردندوجوانه سرسبز وحدت رادردل مردم
روياندند!حال اين جوانه به نهالي تنومند بدل
گشته است وآنقدر توانمند شده است که کمترکسي راياراي قطع
آنست!سئوال
من اينست:پس جوانان آق قلا کجايند؟کجايند آناني که
بايد مردم رابه وحدت فراخوانند؟وچه کساني بايد دربين
مردم آققلا روحيه اميد٬سرزندگي ونشاط وشادابي
سياسي راتزريق نمايند؟آنها چه کساني هستند وچه موقع
مردم آققلا را به طراوتي دوباره مژده خواهند داد؟چه
موقع؟...
مآخذ از وبلاگ ترکمن
|